بایگانی‌ها شرکت حقوقی مشهد - وکیل پایه یک دادگستری در مشهد , وکیل در مشهد 09152055986

وکیل استرداد جهیزیه

وکیل تصرف عدوانی در مشهد , بهترین وکیل تصرف عدوانی در مشهد , وکیل خوب تصرف عدوانی در مشهد , تصرف عدوانی

مراحل استرداد جهیزیه

1 _ اگر تصمیم خود را برای استرداد جهیزیه گرفته اید میتوانید به یکی از شیوه های زیر برای گرفتن جهیزیه اقدام کنید. ۲ _ شما میتوانید خودتان برای استرداد جهیزیه به شورای حل اختلاف مراجعه کنید. ۳ _ شما میتوانید برای اطلاع از چگونگی استرداد جهیزیه با وکیل استرداد جهیزیه به صورت تلفنی گفتگو کنید تا شما را برای مراجعه به شورای حل اختلاف راهنمایی کند. ۴ _ شما باید برای استرداد جهیزیه، دادخواست تنظیم کنید که در صورت نیاز و نداشتن اطلاعات کافی میتوانید برای تنظیم دادخواست با وکیل استرداد جهیزیه مشورت کنید. ۵ _ شما میتوانید برای استرداد جهیزیه در کمترین زمان و بدون حضور خود در شورای حل اختلاف، با وکیل استرداد جهیزیه در مشهد و با تجربه به صورت حضوری مشورت کنید و در صورت نیاز وکیل بگیرید و بعد از مشخص شدن وسایل جهیزیه، به وکیل وکالت بدهید که اینکار را به جای شما انجام دهد. ۶ _ اگر برای استرداد جهیزیه قصد داشته باشید که وکیل بگیرید باید مدارک زیر را به وکیل تحویل بدهید.

مدارک استرداد جهیزیه

1 _ اصل سند ازدواج ۲ _ اصل شناسنامه زن ۳ _ اصل کارت ملی زن ۴ _ سیاهه جهیزیه معتبردر صورت نبود اصل سند ازدواج باید کپی آن را از دفترخانه ای که عقد کرده اید دریافت کنید.

 

عدم اشتغال به تحصیل زوجه

وکیل تمکین در مشهد

عدم اشتغال به تحصیل زوجه

تحصیل زوجه

براساس نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه شماره پرونده ۲۸۲-۱/۹-۹۴نظریه شماره ۹۰۵/۹۴/۷-۱۰/۴/۱۳۹۱تحصیل،از حقوق مدنی آحاد جامعه است و منع افراد از استیفای این حق، نیازمند وجود قانون است که در این خصوص مقرره­ای وجودندارد و تحصیل زوجه از عناوین اشتغال به حرفه و صنعت موضوع ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی خارج است.

منع تحصیل زوجه (عدم اشتغال به تحصیل)

منع تحصیل زوجه(زن) از طرف شوهر چنانچه قبل از ازدواج و یا در سند ازدواج قید شده باشد، امکان‌پذیر نیست و زوج می‌توانددادخواست منع تحصیل زوجه را به دادگاه خانواده (دعوای حقوقی) تقدیم کند. بدیهی است، چنانچه تحصیل زوجه مغایر تکلیفوی به تمکیناز زوج باشد، زوج می­تواند با اقامه دعوای الزام به تمکین،نشوز همسر خود را را اثبات کند و منع تحصیل زوجه بگیرد.

فرآیند رسیدگی به دادخواست منع تحصیل زوجه

شوهر در دادگاه خانواده محل سکونت خود یا همسرش می‌تواند دادخواست الزام به تمکین را بدهد و در آن قید کند کهخواستار منع تحصیل زوجه خود می‌باشد. در این هنگام، پس از ثبت دادخواست، دادگاه شروع به رسیدگی می‌کند.مرد می‌تواند در راستای ادعای منع تحصیل زوجه مدارکی مثل شهادت شهود و هر سند دیگری را استفاده کند کهثابت کند تحصیل زوجه منافات با تمکین اوست. دادگاه دلایل شوهر را بررسی کرده و جلسه دادرسی را به زن و شوهراعلام می‌کند و دفاعیات زن و اظهارت شهود را نیز بررسی می‌کند. چنانچه دلایل قابل قبول باشد، دادگاه حکم به الزامبه تمکین و منع تحصیل زوجه می‌دهد. چنانچه زن با وجود این حکم به تحصیل خود ادامه دهد، ناشزه محسوب شدهو نفقه از او ساقط می‌شود.

مزیت داشتن وکیل در دعوای منع تحصیل زوجه

یک وکیل متخصص و با تجربه با آگاهی از قوانین و مقررات خانواده و شناخت هر دادگاه و قاضی و اگاهی از رویه قضایی،می‌تواند دلایلی را برای منع تحصیل زوجه جمع‌آوری کند که مورد قبول دادگاه (محکمه‌پسند) باشد. در این صورت، می‌تواند به راحتی حکم را به نفع مرد بگیرد. همچنین، اگر زن به تحصیل خود ادامه دهد و تمکین نکند، می‌تواند دعوای ناشزه بودناو را پیگیری کند تا دیگر نفقه‌ای به زن تعلق نگیرد.

 

 

 

وکیل تمکین و مراحل رسیدگی

وکیل متخصص امور ملکی , وکیل ملکی در مشهد , بهترین وکیل دعاوی ملکی , وکیل ملک , دعاوی ملکی , وکیل متخصص امور ملکی , وکیل ملک , بهترین وکیل دعاوی ملکی , وکیل ملکی در مشهد , وکیل متخصص امور ملکی , بهترین وکیل دعاوی ملکی , وکیل ملکی در مشهد , وکیل خوب ملک در مشهد

مقدمه: به محض اینکه پیمان ازدواج بسته می شود، زن و شوهر حقوق و تکالیفی نسبت به یکدیگر پیدا می کنند.اگرچه معمولاً نشوز فقط به نافرمانی زن از طریق عدم تمکین به شوهر اشاره دارد اما نافرمانی شوهر نیزدر نوشته‌های فقهی نشوز نامیده می‌شود هرچند اصطلاح تمکین در مورد شوهر استفاده نمی‌شود.هنگامی هم که این وظیفه‌ ناشناسی دوجانبه باشد آن را شقاق می‌نامند. (صفایی و امامی، ص ۱۳۰)اصولا تمکین برای زن و از حقوق مرد به شمار می رود چرا که در قوانین ایران، ریاست مرد بر خانوادهپذیرفته شده است و برای اینکه این ریاست اجرا شود، در مقابل زن باید در انجام وظایفی چون تربیتفرزندان و … از مرد پیروی نماید.

تعریف:
ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی تمکین را از وظایف زوجه در مقابل زوج پس از انعقاد عقد ازدواج و از آثاز روابط زوجیتدانسته است. تمکین یعنی زوجه در انجام وظایف زناشویی، سکونت در منزل مشترک که شوهر اختیار کردهو حسن معاشرت در تشیید مبانی خانواده از جمله تربیت فرزندان و نحوه معاشرت ها و … از شوهر اطاعتکند که در اصطلاح حقوقی به آن تمکین می گویند و انواعی دارد: تمکین عام و خاص. پس، تمکین در لغت بهمعنای پیروی و فرمانبرداری است اما در اصطلاح حقوقی یعنی انجام وظایفی که طبق قانون و شرع بر عهده زن می باشد.از آنجایی که تمکین در قانون از وظایف زن آمده، عدم تمکین باعث مجازات می باشد که مجازات آن نشوز زن است و نفقه ای به او تعلق نمی گیرد.

انواع:
تمکین دو نوع است: تمکین عام و تمکین خاص. تمکین عام همان اطاعت زن از شوهر در موارد کلی مثل تربیت فرزندان، نحوه معاشرت ها، محل سکونت، ترک نکردن منزل مشترک و… در کل هر اختلاف نظری که بین زن و شوهر باشد، به حکم ریاست مرد، زن باید تمکین عام و پیروی و اطاعت از شوهر کند.اما تمکین خاص به طور خاص یعنی زن نیازهای جنسی شوهر را برطرف نماید.

نکته:
در هردو نوع از این تمکین ها باید توجه داشت که:اولا) زن تا جایی که عذر یا مانع شرعی ، عرفی یا قانونی موجود نباشد باید تمکین کند. یعنی زن چه در وظایف عام خود و چه در برطرف کردن نیازهای جنسی شوهر چنانچه مانعی وجود داشته باشد، زن می تواند تمکین نکند و ناشزه هم محسوب نمی شود.ثانیا) به طور متقابل مرد نیز وظایفی در مقابل زن دارد همان طور که در برخی منابع فقهی آمده که در صورتی کهمرد وظایف خود را انجام ندهد یا مخارج منزل را پرداخت نکند، حق امر و نهی ندارد (جواهرالکلام) و زن می تواندتمکین نکند. همچنین، مرد نیز متقابلا باید نیازهای جنسی زن را برطرف نماید. در صورتی که مرد وظایف خود رابه خوبی انجام ندهد، مصداق سوء معاشرت محسوب شده و در صورت عسر و حرج زن باعث حق طلاق زن می گردد.

نحوه اثبات عدم تمکین:
چنانچه زن از مرد تمکین نکند، مرد می تواند با مراجعه به دادگاه الزام به تمکین زوجه را درخواست کند.قبل از این کار مرد می تواند اظهارنامه ای را پر کرده و برای زن بفرستد. این اظهارنامه بعدا می تواند اثبات کننده عدم تمکینزن باشد. مدارک دیگری نیز می تواند در این زمینه مورد تایید قاضی قرار بگیرد از جمله شهودی که عدم تمکینزن را شهادت می دهند.شکایت مرد از عدم تکمین زن یک دعوای خانوادگی است که در صورت اثبات منجر به نشوز زن شده و لازم نیستدیگر به زن نفقه بپردازد. در مقابل چنانچه مرد منزل مشترک را ترک نماید یا نفقه را نپردازد و یا وظایف خود را انجامندهد به طوری که مصداق سوء معاشرت باشد، زن می تواند با مراجعه به دادگاه الزام مرد یا حقوق مالی خود ازجمله مهریه و نفقه خود یا نفقه فرزندان را مطالبه نماید. حتی در مواردی که توانایی مالی مرد اثبات شود، عدمپرداخت نفقه از سوی مرد جرم محسوب شده و زن می تواند شکایت کیفری نماید تا مرد زندانی شود.

نحوه رسیدگی:
رسیدگی به پرونده های خانوادگی از حساسیت و پیچیدگی خاصی برخوردار است که هم هزینه بر و هم زمان بر است. گاها پرونده های خانوادگی تا ۸ سال نیز طول کشیده است چون فرایند مداومی است که به یک باره منجربه طلاق نمی شود. در مورد دعوای عدم تمکین مرد پس از اظهارنامه ای که برای همسرش فرستاده اگر زن بهعدم تمکین خود ادامه بدهد، مرد می تواند دادخواست الزام زوجه به تمکین را در دادگاه خانواده ثبت نماید. پس از ثبت دادخواست و ابلاغ آن به طرفین، جلسه دادرسی آغاز می شود. برای این‌که زن نیز از این شکایت مطلع شود،باید نشانی دقیقی از محل سکونت فعلی زن به دادگاه ارائه شود تا برای زن اخطاریه جهت حضور در دادگاه ارسالشود. در مواردی که زن منزل مشترک را ترک کرده است، قاعدتا مرد نمی‌تواند نشانی منزل خود یعنی همان منزلمشترک را بدهد چون مرد می‌گوید همسرش از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است.پس از تشکیل جلسه دادرسی، مرد می تواند مدارک خود را که اثبات کننده عدم تمکین زن است، به قاضی بدهد. این مدارک می تواند اظهارنامه ای باشد که مرد ابتدائا برای زن فرستاده، شهادت شهود و … . سپس، قاضی از زن می خواهد که دفاعیات خود را مطرح نماید. چنانچه هیچ مانع شرعی و عقلی، قانونی یا عرفی برای تمکین زن وجود نداشته باشد، قاضی ابتدائا حکم به الزام زن به تمکین می دهد و در صورت تکرار عدم تمکین، زن ناشزه شده و دیگر نفقه به او تعلق نمی گیرد. قانون مدنی در ماده ۱۱۰۸ به صراحت بیان می‌دارد: «هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود.» ضمن اینکه در صورت عدم تمکین زن، مرد می‌تواند با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضای صدور حکم بر تجویز ازدواج مجدد نماید.

تمکین زن
البته برای تمکین زن مرد باید مقدمات و لوازم آن را از جمله مسکن مناسب و لوازم ضروری سکونت مهیا نماید و زن باید ضمن سکونت در منزل شوهر خود نسبت به ادای وظایف زناشویی اقدام کند. در صورتی که زن بتواند موانعی را برای عدم تمکین خود اثبات کند، ناشزه نخواهد شد و مرد محکوم به بی حقی می شود. و در صورتی که مرد به وظایف خویش عمل نکند، در این‌صورت زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه الزام همسر را به انجام وظایف و تکالیف قانونی و شرعی خود درخواست کند. نشوز مرد، سوءِ معاشرت یا همان بدرفتاری تلقی می‌شود و می‌تواند از مصادیق عسر و حرج باشد و طبق قانون زن می‌تواند با طی مراحل قانونی، درخواست طلاق بدهد.

موانع:
زن در صورتی که موانعی باشد، می تواند تمکین نکند- چه عام و چه خاص- و ناشزه هم محسوب نمی شود. این موانع به چند دسته تقسیم می شوند:
۱- موانع مربوط به سکونت در منزل مشترک:
۱- ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی می گوید: “اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند منزل علیحده (جداگانه) اختیار کند ، در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور، محکمه حکم به بازگشت زن به منزل شوهر را نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل معذور باشد نفقه به عهده شوهرش خواهد بود.» بنابراین، اگر زن در منزل مشترک خطری او را تهدید نماید، می تواند جداگانه زندگی کند بدون اینکه نفقه ی او قطع شود. البته باید از طریق دادگاه اقدام کرده و ضرر را اثبات نماید.۲- اگر مطابق ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی حق سکونت و تعیین منزل مشترک به زوجه داده شده باشد، شوهر در همان منزل با همسر خود زندگی خواهد کرد زوجه نیز موظف به اطاعت از شوهر خود و ادای سایر وظایف زوجیت در همان منزل می باشد. یعنی دیگر زن وظیفه ای ندارد که به محلی که مرد تعیین می کند، برود.۳- مرد وظیفه دارد تا منزل مطابق با شان زوجه تهیه نماید. چنانچه مرد این وظیفه را نتواند انجام بدهد، زن تکلیفی به حضور در منزل مشترک ندارد. مانند انکه شوهر زن خود را که شایسته داشتن خانه مستقلی هست به اطاقی که در کاروانسرا است یا اطاق کرایه نشینی ببرد یا منزل در ناحیه غیر متناسب با شئون زن انتخاب کند .
۲- موانع مربوط به ترک منزل:
۱- هر گاه زن برای انجام تکلیف مذهبی واجب، از شوهر اجازه بیرون رفتن بخواهد اما شوهر اجازه ندهد زن می تواند خارج شود و این امر موجب نشوز او نمی شود مانند آنکه زن متطیع شود و بخواهد به حج برود و یا به حمام برای ادای نماز های واجب برود.۲- هرگاه پزشک خروج زن را از منزل برای مداوا لازم بداند و شوهر اجازه ندهد ، زن می تواند خارج گردد و باعث نمی شود که زن ناشزه شود مانند آنکه زن مبتلا به بیماری گردد که برای مداوا باید به بیمارستان یا خارج از کشور برود.۳- مرد نمی تواند خارج از عرف زن را از دیدار خانواده اش محروم کند.
۳- موانع مربوط به تمکین خاص:
تمکین خاص یعنی برطرف کردن نیازهای جنسی که در صورت عدم تمکین زن، زن ناشزه محسوب می شود اما گاهی علت هایی وجود دارد که زن را از تمکین معاف می کند. از جمله این موانع اینها هستند:۱- حق حبس: ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی در این مورد گفته است: «زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.» حق حبس یعنی زوجه از زمانی که باکره است، می تواند تمکین خاص در مقابل شوهر نداشته باشد و ابتدا درخواست حقوق مالی خود از جمله مهریه را کند. حق حبس فقط مربوط به تمکین خاص است و زن باید وظایف دیگری که در مقابل شوهر دارد مثل سکونت در منزل مشترک و .. را انجام دهد. این فرض مربوط به زمانی که زن و مرد ازدواج کرده اند اما زوجه همچنان باکره است، پس می تواند تا زمانی که تمام مهریه به او پرداخت نشده رابطه ی جنسی با شوهر برقرار نکند. حتی اگر دادگاه پرداخت مهر را قسط بندی کند، تا آخرین قسط پرداخت نشده، زن می تواند تمکین خاص نکند بدون اینکه نفقه را از دست بدهد. البته این حق با اولین رابطه جنسی بین زوجه و شوهر از بین می رود.
۲-روابط زناشویی :
۱- عادت ماهیانه زن که از عذرهای شرعی برای تمکین خاص محسوب می شود.۲- اگر رابطه جنسی، آسیب جسمانی برای زن به همراه داشته باشد.۳- اگر شوهر از زن بخواهد که زن با فرد دیگری غیر از خودش(شوهر) رابطه جنسی داشته باشد اعم از اینکه آن فرد مرد باشد یا زن. در این صورت اگر زن بتواند این درخواست مرد را اثبات کند، مجازات کیفری هم برای مرد خواهد داشت.۴- اگر شوهر بخواهد که زن برای تحریک او صحبت های جنسی و تحریک آمیز از طریق تلفن یا پیامک یا گفتگوی مستقیم یا هر راه دیگری با نفر سومی داشته باشد.۵- اگر شوهر رابطه ی معقدی بخواهد اما زن راضی نباشد.۶- اگر شوهر بخواهد که نفر سومی اعم از زن یا مرد در رابطه ی جنسیشان شریک باشد.۷- اگر مرد براساس اختلالات جنسی مثل سادیسم جنسی، ضرب و شتم هنگام رابطه یا … درخواست های جنسی از زن داشته باشد.در همه ی موارد زن می تواند تمکین نکند در عین حال که ناشزه نمی شود و نفقه اش قطع نمی گردد.

 

طلاق یک طرفه ” درخواست طلاق “

وکیل تمکین در مشهد

موارد درخواست طلاق از سوی زوجه

چه زمانی زوجه می‌تواند برای طلاق یک‌طرفه به دادگاه مراجعه کند؟گاهی زوجه هیچ تمایلی به ادامه زندگی ندارد و تمایل اولیه خود را نسبت به زوج از دست داده استکه در اصطلاح حقوقی به آن کراهت در ازدواج گفته می‌شود. بنابراین، زوجه باید از راه‌هایی کراهت خودرا به دادگاه ثابت کند تا بتواند حکم طلاق یک‌طرفه را بگیرد.ممکن است این راه‌ها مربوط به نپرداختن نفقهیا سوءرفتار شوهر باشد و یا به دلایل دیگری مثل کراهت زن (عسر و حرج)، در هر صورت، اگر چنین مواردیباشد، طبق قانون مرد ملزم به طلاق یک‌طرفه است.در این طلاق زن باید مالی را به مرد بذل کند تا در ازای آن طلاق بائن حاصل شود «البته این موضوع در اصطلاحعامه مردم به مهرم حلال جونم آزاد معروف است» که در این زمینه غیر از مهریه زوجه اموال دیگری نیز می‌توانرد و بدل کرد. مواردی مثل پرداخت نکردن نفقه یا سوءرفتار مرد از جمله راه‌های روشنی هستند که زن می‌تواندبا استفاده از آن‌ها طلاق یک‌طرفه خود را از دادگاه بگیرد. اما در مورد کراهت زن باید موضوع کراهت به دقتبررسی شود که در ادامه به آن‌ها پرداخته می‌شود:

موارد عسر و حرج در قانون
شرایط عسر و حرج در قانون به شرایطی گفته شده است که ادامه زندگی برای زوجه با مشقت همراه باشدبه طوری که مایل به طلاق یک‌طرفه باشد، نه ادامه زندگی. این شرایط عبارت است از:۱- ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت ۶ ماه متوالی و یا ۹ ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه،۲- اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد‌مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگیخلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است۳- محکومیت قطعی زوج به حبس ۵ سال یا بیشتر،۴- ضرب و شتم یا هرگونه سوء استفاده مستمر زوج که عرفا” با توجه به وضعیت زوجه تحمل نباشد‌،۵- ابتلاء زوج به بیماری‌های صعب‌العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعب‌العلاج دیگری که زندگی مشترکرا مختل کند‌. البته این موارد انحصاری نیستند و هر مورد دیگری که ادامه زندگی را برای زن سخت کند می‌توانددلیل درخواست طلاق یک‌طرفه قرار بگیرد.
معرفی وکیل طلاق یک‌طرفه در شهر شما فرم زیر ظرف کمتر از ده دقیقه با شما تماسگرفته می شود و وکیل متخصص استرداد جهیزیه را در شهر خود به شما معرفی میشود

ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی در مورد طلاق:
در این ماده قانونی تاکید شده است در صورتی که زوجه سوء رفتار مرد را به دادگاه اثبات کند در این مرحله دادگاهبدون هیچ شرطی حکم طلاق یک‌طرفه را صادر می‌کند. در این مورد رضایت یا عدم رضایت زوج در صدور حکم طلاقتاثیری ندارد زیرا دادگاه موظف است بدون رضایت مرد حکم طلاق یک‌طرفه را صادر کند. وکالت زوجه در طلاقیکی از شروط ضمن عقد گرفتن وکالت طلاق توسط زوجه است. این در حالی است که در قانون آمده استکه مرد می‌تواند وکالت طلاق را به هر کسی که بخواهد بدهد. بنابراین زوجه می‌تواند هنگام عقد ازدواج یاهر عقد مستقل دیگری، این وکالت را از مرد بگیرد. اگر زوجه وکالت طلاق یک‌طرفه نیز داشته باشند بایدعدم صلاحیت زوج را به دادگاه اثبات کند و این موضوع نیز ممکن است مدت‌ها به طول بینجامد و فقط درطلاق‌های توافقی زمان رسیدگی کوتاه است و در این نوع طلاق زوجین درباره موضوعات مختلف مانندحضانت فرزند، جهیزیه، مهریه و… توافق می‌کنند.
حق رجوع مرد در طلاق :
باید توجه داشت که طلاق به خواسته مرد و طلاق توافقی قابل رجوع است یعنی مرد دوباره می‌تواند برادامهزندگی با زن اراده کند و بدون ازدواج در مدت مقرر زن دوباره به همسری مرد در می‌آید، اما درطلاق عسر و حرجییا قضایی (طلاق یک‌طرفه) امکان رجوع برای مرد وجود ندارد و صرفا با توافق طرفین امکان آن به‌وجود می‌آید.
طلاق توافقی:
در طلاق توافقی، متقاضی گواهی عدم امکان سازش باید تقاضانامه‌ای به دادگاه تسلیم کند که در آن عللتقاضا به طور موجه قید شود. پس از وصول تقاضانامه دادگاه راسا یا به وسیله داور یا داوران سعی در اصلاحبین زن و شوهر و جلوگیری از وقوع طلاق خواهد کرد. هرگاه تلاش دادگاه برای حصول سازش و حل‌وفصلاختلافات زن و شوهر به نتیجه نرسد با توجه به ماده ۸ این قانون گواهی عدم امکان سازش صادر خواهد کرد.دفتر ثبت، پس از دریافت گواهی مذکور به اجرای صیغه طلاق و ثبت آن اقدام خواهد کرد.

 

وکیل ملک خوب در مشهد 09152055986

وکیل متخصص امور ملکی , وکیل ملکی در مشهد , بهترین وکیل دعاوی ملکی , وکیل ملک , دعاوی ملکی , وکیل متخصص امور ملکی , وکیل ملک , بهترین وکیل دعاوی ملکی , وکیل ملکی در مشهد , وکیل متخصص امور ملکی , بهترین وکیل دعاوی ملکی , وکیل ملکی در مشهد , وکیل خوب ملک در مشهد

وکیل متخصص امور ملکی چه خصوصیاتی دارد؟

۱. یکی از معیار های تشخیص یک وکیل ملکی خوب و مجرب، میزان تجربه وی است.

علیرغم آنکه تمام وکلای دادگستری امکان بررسی و قبول وکالت در تمامی پروندهای ثبتی، کیفری، حقوقی، ملکی و خانواده و غیره را دارند، اما تجربه یک وکیل ملک به عنوان وکیل ملکی پایه یک خبره در زمینه امور مرتبط با املاک و اراضی باعث می شود تا وی بتواند با درصد موفقیت بالاتری در تمامی دعاوی ملکی نظیر تقسیم و افراز ملک مشاع، خلع ید، قلع بنا، تخلیه ملک، الزام به تنظیم سند رسمی، مطالبه اجرت المثل ایام تصرف، ابطال سند، تعدیل و افزایش اجاره بها و غیره قبول وکالت نماید.

۲. از دیگر معیارهای مهم یک وکیل ملکی مجرب دانش حقوقی و تسلط علمی وی در زمینه های مختلف حقوقی،کیفری و ثبتی امور املاک، اراضی و مستغلات است و باید ضمن آشنایی با قوانین و مقررات مربوطه، با آراء وحدت رویه دیوان عالی کشور، آراء وحدت رویه دیوان عدالت اداری، نظریات مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه، نظریات اساتید برجسته علم حقوق و دکترین و همچنین رویه مرسوم محاکم و دادگاه های کشور نیز آشنایی کافی داشته باشد.

 

 وکیل ملکی

وکیل ملکی مجرب کیست؟ وکیل پایه یک امور اراضی و املاک چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ همچنین وکیل ملک در مشهد در چه پرونده هایی تبحر و تجربه دارد؟ متداول ترین دعاوی ملکی کدام ها هستند؟ و سوالات و اطلاعاتی از این دست را در این مقاله شرح داده ایم.

 

دعاوی امور ملکی چگونه دعاویی هستند؟

دعاوی ملکی از جمله دعاویی است که بسته به نوع و موضوع آن می تواند جنبه حقوقی، کیفری و یا تلفیقی از هر دو را داشته باشد.

موضوع دعاوی ملکی به نوعی به موضوع بین اموال غیر منقول  و انسان مربوط می شود که با توجه به نوع زمین و املاک و نوع کاربری آن ها در کشور ما نظام حقوقی متفاوتی در این رابطه وجود دارد.

در امور و دعاوی املاک، مستغلات و اراضی موارد و دعاوی ای مطرح است که لازم است توسط وکیل ملک و وکیل ملکی و متخصصین و وکلایی که در زمینه املاک فعالیت می کنند و دارای و تبحر و تجربه هستند پیگیری و انجام شود.

ملک به چه معناست؟!

ملک کلمه ای عربی است که وارد زبان فارسی شده است و بر اساس نوع تلفظ معانی گوناگونی دارد. تمام دارایی های غیر منقول، در ردیف ملک قرار می گیرند. ملک انواعی دارد که مهترین آنها ملک مشاعی و ملک مفروز می باشد. ملک مشاعی به ملکی گفته می شود که دو نفر یا بیشتر، در تمامی جزء جزء ملک ، به نسبت سهم خود دارای ملکیت می باشند و ملک مفروز، ملکی است که در مالکیت یک شخص اعم از حقیقی یا حقوقی قرار دارد.

ممکن است مالکیت یک شخص در ملک خود هم به نحوء مشاع باشد و هم به نحوه مفروز، مانند مالکیت آپارتمان، که قسمت اختصاصی در مالکیت اختصاصی  و مفروز و قسمت مشاعی مانند راه پله ها و حیاط، در مالکیت مشاعی، قرار دارد.

وکیل ملک پایه یک با تجربه و خبره به عنوان یک وکیل ملکی مجرب قبل از هر چیز باید نسبت اصل و معنا و مفهوم موضوع ملک آشنایی داشته باشد.

عرصه و اعیان چه تفاوتی با هم دارند؟

ملک به عرصه و اعیان تقسیم می شود. در هر ملکی که بنایی ساخته شده ، «زمین یا عرصه» نامیده می شود و بنای احداثی بر روی زمین، «اعیان» نامیده می شود.گاهی اوقات امکان دارد مالک اعیانی از مالکیت عرصه سهمی نداشته باشد و یا بالعکس.

حقوق متعلق به املاک و مالک کدام موارد است؟

۱) حق تصرف و سلطه بر اموال

مالک ، حق هر گونه تصرف و استفاده از ملک خود را دارد به شرطی که اولا مزاحمتی برای اشخاص ثالث یا همسایگان نداشته باشد و ثانیا این استیلا  بر مال و ملک در حدود متعارف باشد و هیچ کس حق ندارد بجز به حکم قانون مال را از تصرف مالک آن خارج نماید.

۲) مالکیت بر محصول ملک

کلیه گیاهان و درختهای رشد کرده در ملک و یا میوه های متعلق به درختان هر ملکی، به تعبیت از مالکیت ملک، در مالکیت صاحب ملک، قرار می گیرد.

حقوقی که اشخاص ثالث در ملک شخص دیگر دارند

۱) حق انتفاع

مالک می تواند بر اساس یکی از عقود، اجاره، وکالت، امانت و یا درهر قالبی حق انتفاع ملک خویش را به اشخاص ثالث واگذار نماید. در هر صورت تسلط و تصرف ملک دیگری به عنوان استفاده از حق انتفاع، در حکم امانت است.

۲) حق وقف
هر مالکی می تواند با رعایت شرایط  نسبت به حبس عین مال و قراردادن منفعت آن برای هدف مشروعی، مال خود را وقف نماید. وقف مال می تواند برای استفاده عام مردم باشد یا برای شخص یا اشخاص معینی.

شخص که قصد وقف کردن مال خود را دارد باید شرایطی داشته باشد که عبارت است از:

الف) واقف باید اهلیت داشته باشد، یعنی شخص باید عاقل، بالغ، مختار و رشید باشد.

ب) واقف باید مالک مالی باشد که وقف می کند. این مالکیت با ارائه مدارک مثبته مالکیت توسط او مشخص می شود.

ج) واقف باید برای عمل وقف قصد و رضایت داشته باشد و اگر وقف وی از روی اکراه باشد، چنین وقفی صحیح نیست.

 

متداولترین دعاوی ملکی کدام است؟

یک وکیل پایه یک به عنوان وکیل ملک و وکیل ملکی مجرب بیشتر با دعاوی و پرونده های ذیل سرو کار دارد:

۱) الزام به تنظیم سند رسمی

مرحله آخر فروش و انتقال رسمی یک ملک ، حضور طرفین در دفاتر اسناد رسمی و تنظیم سند رسمی می باشد که معمولا فروشندگان به دلایل مختلف از انجام آن خودداری می کنند. در این صورت خریدار یا وکیل ملکی با مراجعه به مراجع قضایی، فروشنده را ملزم به تنظیم سند رسمی می کند.

خریدار قبل از اقامه دعوی باید با مشورت با وکیل ملکی با تجربه، اطمینان حاصل کند که ملک مورد معامله در رهن یا بازداشت نباشد، زیرا دادگاه به انتقال ملکی که در رهن دیگری یا بازداشت است رای نخواهد داد. در این حالت باید فک رهن مورد معامله را نیز از دادگاه بخواهد.

در نهایت هر گاه مالک حاضر به امضای سند انتقال به نام خریدار نشود، نماینده دادگاه سند انتقال را در دفتر اسناد رسمی به نام خریدار امضاء می کند.

۲) دستور تخلیه

اجاره عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع عین مستاجره می شود و به تبع آن می تواند در آن هر گونه دخل و تصرفی کند. اگر پس از پایان مدت قرارداد اجاره، مستاجر بدون تمدید  قرارداد از تخلیه ملک خودداری کند صاحب ملک می تواند برای گرفتن دستور تخلیه در صورتی که ملک منزل مسکونی باشد به شورای حل اختلاف محل وقوع ملک و در صورتی که ملک تجاری باشد به دادگاه عمومی محل وقوع ملک رجوع نماید.

۳) خلع ید

دعوی خلع ید، به آن دسته از دعاوی گفته می شود که در آن مالک از متصرف غیر قانونی ملک خود شکایت نموده و از مراجع قضایی تقاضای خلع ید متصرف از ملک را دارد. در دعاوی خلع ید، متصرف ابتدا به صورت قانونی و قراردادی و با اجازه مالک به انتفاع از ملک پرداخته اما پس از اتمام مهلت از پیش تعیین شده، از باز پس دادن ملک به مالک خود امتناع نموده و به صورت غیر قانونی به تصرف ملک ادامه می دهدبه دلیل اینکه اکثر مردم در طرح دعوای خلع ید، تخلیه ید، دستور تخلیه و تصرف عدوانی  اشتباه می کنند و این باعث می شود که به هیچ نتیجه ای نرسند و دعوای آنها رد می شود حتما پیشنهاد می شود با وکیل پایه یک متخصص در امور ملک و اراضی به عنوان یک وکیل ملکی مجرب مشورت کنید.

۴) تصرف عدوانی

دعوای تصرف عدوانی چه در بعد کیفری و چه در بعد حقوقی از جمله دعاوی ملکی متداول است.

در دعوای تصرف عدوانیریال فرد می تواند از طریق حقوقی یا کیفری اقدام کند و در انتخاب آنها تا حدودی اختیار دارد، زیرا دعاوی که به صورت حقوقی مطرح می شوند، دوباره نمی توانند به روش کیفری اقامه شوند اما دعاوی کیفری را دوباره می توان به روش حقوقی مطرح کرد. همین امر لزوم بهره گیری از وکیل ملکی را در دعاوی رفع تصرف عدوانی تقویت می کند. زیرا در هر یک از روش ها جریان پیگیری پرونده و طریقه اثبات دعوی تفاوت دارد.

۵) الزام به تحویل مبیع

فروشنده مکلف است پس از فروش ملک به مشتری، مبیع را به وی تحویل دهد، اما در مواردی فروشنده از این امر سر باز می زند، به خصوص در مواقعی که زمانی بین وقوع معامله و تنظیم سند رسمی وجود داشته باشد، به دلیل سودجویی فروشنده از افزایش قیمت ها، این مشکل بیشتر مشاهده می شود. در هنگام بروز این مشکل خریدار می تواند با کمک وکیل ملکی، اقدام به طرح دعوای الزام به تحویل مبیع علیه فروشنده نموده و از این طریق اقدام به دریافت ملک خریداری شده خود نماید.

۶) رفع مزاحمت

دعوی رفع مزاحمت نیز از جمله دعاوی تصرف می باشد و در آن، متصرف ملک از مزاحم در تصرف خود شکایت می نماید و به این ترتیب، به رفع مزاحمت وی می پردازد.

وکیل حرفه ای اختلاس در مشهد 09152055986

وکیل اختلاس , وکیل اختلاس در مشهد , وکیل خوب اختلاس در مشهد , بهترین وکیل اختلاس در مشهد

مجازات جرم اختلاس و جهات تخفیف آن

طبق قانون:
«در صورتی که میزان اختلاس تا پنجاه هزار ریال باشد مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس و شش‌ ماه تا سه سال انفصال موقت و هرگاه بیش از این مبلغ باشد به دو تا ده سال حبس و انفصال دایم از خدمات دولتی و در هر مورد علاوه بر رد وجه یا مال مورد اختلاس به‌ جزای نقدی معادل دو برابر آن‌ محکوم می‌شود.»

به نظر می‌رسد برای تعیین ارزش مال اختلاس شده، رأیی از دیوان‌عالی کشور، سازگارتر با اصول حقوقی و شرع است:

«مناط در قیمت مال اختلاس شده ارزش معمولی هر بلد است، نه قیمتی که دولت برای خرید آن معین کرده است.»

همچنین جهت تشویق مختلسین خود قانون معافيتی در نظر گرفته است:

«هرگاه مرتکب اختلاس قبل از صدور کیفرخواست تمام وجه یا مال مورد اختلاس را مسترد نماید دادگاه او را از تمام یا قسمتی از جزای نقدی معاف می‌نماید و اجرای مجازات حبس را معلق ولی حکم انفصال درباره او اجرا خواهد شد.»

وکیل اختلاس می تواند با توجه به این جهات قانونی موکل خود را ترغیب به باز پس دادن مال و ابراز پشیمانی قبل از صدور کیفرخواست دعوت کند .

 

وکیل اختلاس

به برداشت غیر قانونی اموال دولتی یا غیردولتی که توسط کارمندان و کارکنان دولت یا وابسته به دولت انجام می‌گیرد، اختلاس گفته می‌شود. اختلاس گونه‌ای از کلاهبرداری محسوب می‌شود که بیشتر به صورت برنامه‌ریزی‌شده، منظم و پنهان و بدون رضایت و آگاهی دیگران صورت می‌گیرد.تعریف اختلاس از منظر فقهی یعنی استخراج مال از غیر حرز با حیله و روشهای متقلبانه.

بسیاری از اموال و سرمایه‌های موجود در کشور در اختیار دولت قرار دارد که خطرات زیادی آنها را تهدید می‌کند. این اموال که بر حسب وظیفه قانونی در اختیار کارمند قرار می‌گیرد، شاید به نوعی مورد استفاده شخصی او یا دیگری قرار گیرد. برای تضمین هر چه بهتر منافع دولت و ملت و برای حمایت از آنها، قانونگزار برای این دسته از اموال و سرمایه‌ها مقرراتی تعیین کرده و برداشت غیرقانونی و برنامه‌ریزی‌شده آنها را تحت عنوان اختلاس، واجد جنبه کیفری قرار داده است.

همانطور که گفته شد اختلاس در مورد کارمندان دولت به عنوان متهم از اموال دولتی می باشد و در مورد اشخاص عادی که در خدمت دولت نیستند مصداق ندارد. در جرم اختلاس میزان مبلغی که اختلاس شده است در نوع مجازات بسیار مهم می باشد. رسیدگی به جرم اختلاس با درخواست ذی نفع که می تواند ادارات دولتی یا دادستان باشد صورت می گیرد و رأی دادگاه نسبت به جرم اختلاس قابل تجدیدنظر و واخواهی از طریق وکیل اختلاس در مشهد می باشد. اگر این جرم قابل تخفیف باشد و شرایط تخفیف را داشته باشد با گوشزد وکیل اختلاس، قاضی مکلّف به رسیدگی مطابق با شرایط مذکور در قانون می باشد.

جنبه‌های خصوصی و عمومی جرم اختلاس

برای جرم اختلاس می توان وکیل در مشهد اختیار نمود، طبق اصل ۳۵ قانون اساسی در همه دادگاه ها طرفین حق دارند برای خود وکیل متخصّص در دعوای اختلاس انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل اختلاس را نداشته باشند باید برای آن ها امکانات تعیین وکیل اختلاس فراهم گردد.

جرم اختلاس دارای دو جنبه خصوصی و جنبه عمومی می باشد . از لحاظ اینکه به نظم و امنیت عمومی اجتماع آسیب می زند دارای جنبه عمومی می باشد و حتی در صورت گذشت شاکی ، دادگاه از نظر جنبه عمومی جرم وی را عفو نمی نماید و مجرم را به مجازات مقرر متناسب با جرم که در قانون مجازات پیش بینی شده است محکوم خواهد نمود . با این حال مرتکب جرم اختلاس می تواند از وکیل اختلاس کمک بگیرد تا جرایم مرتکب شده توسط وی را با جهات قانونی مشمول تخفیف قرار دهد.

انجام تعقیب و پیگیری جرم اختلاس در صلاحیت دادسرای عمومی و انقلاب و رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه کیفری می باشد.

 

توجیهات لزوم استفاده از وکیل اختلاس

اصولا متخلفین اختلاس از نظر افکار عمومی پیشاپیش محکوم هستند ولی این حق قانونی هر متهمی است که بتواند از وکیل اختلاس استفاده کند. البته تلاش وکیل اختلاس در توجیه کار متقلبانه و متخلفانه ی مجرم نمی باشد بلکه با جلب توجه قاضی و افکار عمومی به شرایط مختلس سعی در تلطیف جو متشنج حاصل از این بحران و کمک به متهم پشیمان برای استفاده از جهات تخفیف می باشد.

حضور وکیل اختلاس با سابقه قضایی متمادی در اینگونه پرونده‌ها در تحقق عدالت مؤثر است و اگر حساسیت ایجاد نشود، وکلای متعددی به نیت کمک به روشن شدن حقیقت و نه فراری دادن مجرم، در پرونده حضور پیدا می‌کنند.

 

مزایای استخدام وکیل اختلاس

-مهمترین مزیت آن علم و آگاهی وکیل اختلاس از قوانین مرتبط با موضوع مورد مشاوره موکل است

-گردآوری ادله و مستدلات برای جهات تخفیف

-مدیریت و هدایت جریان دادرسی به مسیر دلخواه

وکیل قتل در مشهد 09152055986

وکیل قتل عمد در مشهد , وکیل قتل عمد , وکیل قصاص نفس در مشهد , وکیل حرفه ای قتل در مشهد , وکیل خوب قتل در مشهد , مشاوره با وکیل قتل در مشهد

در صورتی که نیاز به مشاوره در مورد قتل دارید ، می توانید با وکیل قتل در مشهد تماس بگیرید ، لطفا مکالمه کوتاه و در حد 1 سوال باشد / سپاس

 

قصاص نفس

طبق ماده 204 قانون مجازات اسلامی ایران، قتل نفس بر سه نوع است که شامل، عمد، شبه عمد و خطا است.
در ماده 205 گفته شده است که قتل عمد برابر مواد این قانون موجب قصاص است و اولیایی دم می‌توانند با اذن ولی امر قاتل را با رعایت شرایط قصاص کنند و ولی‌امر می‌تواند این امر را به رئیس قوه‌قضاییه یا دیگری تفویض کند.

قتل عمد

مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیرمعین از یک جمع را دارد خواه آن کار نوعاً کشنده باشد خواه نه، ولی در عمل سبب قتل شود و قتل عمد گویند.
همچنین در مواردی که قاتل عملاً کاری را انجام دهد که نوعاً کشنده باشد هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد نیز قتل عمد محسوب می‌شود.
در صورتی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را انجام می‌دهد نوعاً کشنده نیست ولی نسبت به طرف براثر بیماری و یا پیری نا توانی یا کودکی و امثال آنها نوعاً کشنده باشد قاتل نیز به آن آگاه باشد را قتل عمد می‌نامند.
در ماده 207 قانون مجازات اسلامی آمده است که هرگاه مسلمانی کشته شود قاتل قصاص می‌شود و معاون در قتل عمد به 3 سال تا 51 سال حبس محکوم می‌شود.
همچنین در ماده 208 این قانون آمده است هرکس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی داشته باشد ولی از قصاص گذشت کرده باشد و اقدام وی باعث اخلال در نظم جامعه یا خوف دیگران شود موجب حبس تعزیری از 3 تا 10 سال خواهد بود.
قانونگذار در ماده 220 ق.م.ا. می گوید:پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه‌ی مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد
گفتنی است در تبصره ماده 208 آمده است که در این مورد معاونت در قتل عمد موجب حبس از یک تا پنج سال است.
بنابر ماده 209 این قانون، هرگاه مرد مسلمانی عمداً زن مسلمانی را بکشد محکوم به قصاص است بنابراین باید ولی زن قبل از قصاص قاتل نصف دیه مرد را به او بپردازد.
در ماده 210 آمده است که هرگاه کافر ذمی عمداً دیگر را بکشد قصاص می‌شود اگر چه پیرو دو دین مختلف باشد اگر مقتول زن می باشد باید ولی او قبل از قصاص نصف دیه مرد ذمی را به قتل بپردازد.

اکراه در قتل

اکراه در قتل و یا دستور به قتل دیگری مجوز قتل نیست، بنابراین اگر کسی را وادار به قتل دیگری کنند یا دستور به قتل رساندن دیگری را بدهند مرتکب قصاص می‌شود و اکراه کننده، به حبس ابد محکوم می‌شود.
در تبصره یک و دو ماده 211، آمده است که اگر اکراه شونده طفل غیر ممیز یا مجنون باشد فقط اکراه کننده محکوم به قصاص است و اگر اکراه شونده طفل ممیز باشد نباید قصاص شود بلکه باید عاقله او دیه را بپردازد و اکراه کننده نیز به حبس ابد محکوم است.
خشم، دعوا

شرکت در قتل

هرگاه دو یا چند مرد مسلمان مشترکاً مرد مسلمان را بکشند “ولی‌دم” می‌تواند با اذن ولی امر تمام آنها را قصاص کند و در صورتی که قاتل دو نفر باشند باید به هرکدام از آنها نصف دیه و اگر سه نفر باشند باید به هرکدام از آنها دو ثلث دیه و اگر چهار نفر باشند باید به هرکدام از آنها سه ربع دیه را بپردازد و به همین نسبت در افراد بیشتر ولی دم می‌تواند برخی از شرکای در قتل را با پرداخت دیه قصاص کند و از بقیه شرکا نسبت به سهم دیه اخذ کند.
درصورتی که قاتلان و مقتول همگی از کفار ذمی باشند همین حکم جاری است. در هر مورد که باید مقداری از دیه را به قاتل بدهند و قصاص کنند باید پرداخت دیه قبل از قصاص باشد.
همچنین هرگاه دو یا چندنفر جراحتی بر کسی و ارد کنند که موجب قتل او شود چه در یک زمان و چه در زمان‌های متفاوت چنانچه قتل مستند به جنایت همگی باشد تمام آن‌ها قاتل محسوب می‌شوند و کیفر آنان باید طبق مواد دیگر قانون مجازات اسلامی با رعایت شرایط تعیین شود.
هرگاه جراحتی که نفر اول وارد کرده مجروح را در حکم مرده قرار داده و تنها آخرین رمق حیات در او باقی بماند و در این حال دیگری کاری را انجام دهد که به حیات او پایان بخشد ولی قصاص می‌شود و دومی تنها دیه خیانت برمرده را می‌پردازد.
هرگاه ایراد جرح هم موجب نقص عضو شود و هم موجب قتل چنانچه با یک ضربت باشد قصاص قتل کافی است و نسبت به نقص عضو قصاص یا دیه نیست.

قتلهای عمدی که موجب قصاص نیست

این موارد مربوط به حالتی است که قانونگذار به علت وجود برخی ویژگی ها در قاتل یا مقتول،مرتکب قتل عمد را مستوجب قصاص نمی داند و از ابتدا با واکنشی متفاوت از قصاص با او مواجه می شود.لذا این موارد را باید از سقوط قصاص متمایز دانست.
مواردی که قتل عمدی متحقق شده ولی موجب قصاص نفس نیست
1- قاتل پدر یا جدّ پدری مقتول باشد ( ماده 220 ق. م. ا )
قانونگذار در ماده 220 ق.م.ا. می گوید:پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه‌ی مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد .
بنابر ماده 209 این قانون، هرگاه مرد مسلمانی عمداً زن مسلمانی را بکشد محکوم به قصاص است بنابراین باید ولی زن قبل از قصاص قاتل نصف دیه مرد را به او بپردازد
2-قاتل دیوانه یا نابالغ باشد ( ماده 221, ق . م . ا )
هر گاه دیوانه یا نابالغی عمدا کسی را بکشد خطا محسوب و قصاص نمی‌شود بلکه باید عاقله‌ی آن‌ها دیه‌ی قتل خطا را به ورثه مقتول بدهند.
3-مقتول دیوانه باشد ( ماده 222 ق . م . ا )
هرگاه عاقل دیوانه ای را بکشد قصاص نمی شود بلکه باید دیه ی قتل را به ورثه مقتول بدهد.
4-(ماده 224, ق . م . ا)قاتل مست بوده و بکلی مسلوب الاختیار شده و قبلاً برای چنین کاری خود را مست نکرده باشد.
5-(ماده 225 ق.م .ا)هر گاه کسی در حال خواب یا بیهوشی شخصی را بکشد قصاص نمیشود فقط به دیه قتل به ورثه مقتول محکوم می شود.
6-(تبصره 2 ماده- 295)قاتل به اعتقاد مهدورالدم بودن یا استحقاق قصاص عمداً دیگری را کشته باشد.

وکیل پایه یک دادگستری در مشهد – هاشم اندرزیان 09152055986

وکیل پایه یک دادگستری در مشهد - هاشم اندرزیان 09152055986

هاشم اندرزیان

وکیل پایه یک دادگستری در مشهد

کارشناس ارشد حقوق جزا و جرمشناسی

وکیل پروند های کیفری به صورت تخصصی در مشهد

وکیل پرونده های حقوقی به صورت تخصصی در مشهد

وکیل جرایم سایبری و قتل در مشهد

وکیل جرایم کلاهبرداری و فروش مال غیر در مشهد

برای ارتباط با آقا هاشم اندرزیان با شماره 09152055986 در ارتباط باشید

وکیل و مراحل تغییر سن در مشهد 09152055986

وکیل تغییر سن در مشهد , نحوه تغییر سن , مراحل تغییر سن , چگونگی تغییر سن
در صورت داشتن شرایط برای تغییر سن چه مراحلی باید طی کرد ؟

در صورتی که این شرایط وجود داشته باشد صاحب شناسنامه باید با به همراه داشتن اصل شناسنامه و تصویر و یک قطعه عکس جدید و فیش واریزی به مبلغ 500000 ریال بنام سازمان ثبت احوال کشور به دبیرخانه کمسیون تشخیص سن اداره ثبت احوال محل صدور شناسنامه خود مراجعه و مدارک لازم را تنظیم و رسید آن را دریافت نماید. تاریخ تشکیل جلسه رسیدگی به خواهان به وسیله کمیسیون تشخیص سن محل صدور شناسنامه فرستاده می شود خواهان وظیفه دارد که با شناسنامه عکس دار خود در کمیسیون تشخیص سن حاضر شود اگر خواهان در صورتی که پرونده آماده باشد حاضر نشود کمیسیون خود تصمیم می گیرد و در غیر این صورت درخواست وی رد می شود اما خواهان می تواند درخواست دیگری به دلیل رد درخواست به کمیسیون بدهد.در صورتی که کمیسیون لازم بداند صاحب سند بخاطر جهت معاینه و مشخص شدن سن و تعیین آن به پزشکی قانونی می فرستد و تصمیم کمیسیون به خواهان فرستاده یا ابلاغ می شود هر چند این تصمیم غیرقابل اعتراض باشد. اگر کمیسیون نسبت به تغییر سن خواهان موافقت نکند خواهان نمی تواند درخواست مجدد بدهد و در صورتی که درخواست مورد قبول کمیسیون واقع شود برای انجام تصمیم کمیسیون باید خواهان درخواست کتبی بدهد.

در صورتی که تمایل به تغییر سن در شناسنامه هستید با وکلای موسسه حقوقی و داوری نیک اندیش تماس بگیرید ، لطفا مکالمه کوتاه و در حد 1 دقیقه باشد .

تغییر سن در قانون تابع تشریفات خاصی است که باید انجام شود و مرجع صالح برای رسیدگی دادگاه و اداره ثبت احوال می باشد.

آیا تغییر سن ممنوع است؟

ولادت از این جهت اهمیت دارد که اهلیت انسان که حق و حقوق شامل آن بشود با زنده متولد شدن انسان شروع و با فوت وی به اتمام می رسد و در بیشتر مواردی که در قانون وجود دارد و شامل حق و حقوق انسان می شود با همین شرط زنده متولد شدن بستگی دارد.در این صورت فرض قانونی مشخص برای تاریخ تولد آثار بسیاری دارد که نباید این فرض با هر ایراد کوچک و محکمه پسندی خدشه دار شود بلکه باید در حفظ آن تلاش کرد در سال 1367 قانونگذار در حمایت از این هدف قانون حفظ اعتبار اسناد سجلی و جلوگیری از تزلزل آن ها را تصویب نمود طبق این قانون تغییر سن یا تغییر تاریخ تولد اشخاص ممنوع شد مگر اینکه مورد خاصی باشد و تشریفات آن رعایت شود. اگر خواهان درخواست تغییر سن خود را داشته باشد تغییر سن نباید از پنج سال کمتر یا بیشتر باشد مرجع صالح رسیدگی متفاوت خواهد بود.

مرجع صالح رسیدگی متفاوت خواهد بود :

مرجع صالح به دعوا دادگاه می باشد : اگر دعوای خواهان درباره ی این موضوع ماده 4 قانون ثبت احوال مقرر می دارد :« … رسیدگی به سایر دعاوی راجع به اسناد ثبت احوال با دادگاه شهرستان یا دادگاه بخش مستقل محل اقامت خواهان به عمل می آید و رای دادگاه فقط پژوهش پذیر است هرگاه سند ثبت احوال در ایران تنظیم شده و ذینفع مقیم خارج از کشور باشد رسیدگی با دادگاه محل صدور سند و اگر محل تنظیم سند و اقامت خواهان هر دو در خارج از کشور باشد با دادگاه شهرستان تهران خواهد بود. » دعوای تغییر سن باید با دادخواست و پرداخت هزینه ی دعاوی غیر مالی به مرجع قضائی تقدیم گردد دادگاه به دعوا رسیدگی و رای صادر می کند و رای صادره به طرفین دعوا که خواهان و ثبت احوال می باشد ابلاغ می شود و برای افرادی که مقیم ایران هستند به مدت 20 روز و برای افراد خارج از کشور 2 ماه فرصت تجدید نظر خواهی آن وجود دارد.

کمیسیون ثبت احوال مرجع صالح به دعوا می باشد :

اگر چه در ماده 599 قانون مدنی برای هر آنچه که در دفاتر سجل احوال بخواهد تغییر کند باید حکم مقام قضائی وجود داشته باشد اما قانون حفظ اعتبار اسناد تجاری به عنوان یک قانون خاص اگر درخواست خواهان شرایط زیر را داشته باشد دیگر نیازی به حکم مقام یا مراجع قضایی نیست و کمیسیون ثبت احوال صالح خواهد بوداین موارد عبارتند از :تغییر سن خواسته خواهان باشد .درخواست تغییر سن باید بیش از 5 سال باشد .بیشتر یا کمتر از 5 سال موثر در مقام نیست .صاحب شناسنامه تنها یک بار می تواند این دعوا را مطرح کند .

وکیل تغییر سن در مشهد

وکیل دعوی بانکی ، وکیل امور بانکی در مشهد 09152055986

وکیل دزدی اینترنتی در مشهد

وکیل دعوی بانکی در مشهد

وکیل امور بانکی در مشهد

وکیل بانکی در مشهد

نامه های گوناگون بانک مرکزی و شورای عالی پول و اعتبار ، عدم اطلاع اشخاص حقیقی و خاصه اشخاص حقوقی از رویه های بانکی و دستورالعمل های مربوطه ، قرارداد های بانکی یک جانبه ، اضطرار و استیصال اشخاص در خصوص معاملات و امور بانکی ، زیاده خواهی نا به حق برخی بانک ها، دریافت خسارات و جرائم دیرکرد گزاف و سنگین ، در کنار قانون مستأصل و پر ابهام عملیات بانکی بدون ربا ، عدم شفافیت روابط حقوقی و قراردادی بانک ها ، رشد فزاینده تشکیل موسسات و تعاونی های اعتباری و مالی هرچند مجاز که خود را داخل در ضوابط و مقررات بانک مرکزی نمی دانند و عدم رعایت حقوق مشتریان ، درج شروط خلاف مقررات بانکی ، اشخاص را با مسائل حقوقی بانکی و دعاوی بانکی متوجه ساخته است که النهایه متحمل ضرر و زیان و پرداخت خسارات سنگین به بانک ها و موسسات مالی و اعتباری شده اند .

عمده ترین مسائل حقوقی و دعاوی بانکی را می توان به اخذ تسهیلات و وام در قبال وثیقه ملکی در قالب قراردادد های بانکی مضاربه ، مشارکت مدنی ، جعاله ، فروش اقساطی و غیره دانست که با توجه به شروط تحمیلی فراوان در قرارداد های بانکی از سوی بانک ها و وضعیت اقتصادی ، در آخر مشتریان بانک از عهده پرداخت اصل تسهیلات سود و بهره های نامتعارف آن برنیامده و وثیقه ملکی آنان از طریق اجرائیات ثبت و محاکم به نفع بانک ضبط و تملک می گردد .

اشتباهات در محاسبه مبالغ خسارات تأخیر دیرکرد و سود بهره از دیگر دعاوی بانکی می باشند .

هم چنین اشتباهات و تخلفاتی که در اجرائیات ثبت و امور بعدی آن هم چون نظریه کارشناسی ارزیاب ملک ، ابلاغ یا عدم ابلاغ نظریه کارشناسی ارزیاب ، تشریفات مزایده و غیره که ممکن است صورت بپذیرد ، می تواند حقوق مردم را در معرض تضییع قرار دهد که اخذ مشاوره حقوقی بانکی و استفاده از تجربیات وکیل امور بانکی می تواند کمک شایانی نماید و با اخذ دستور موقت توقف عملیات اجرائی از دادگاه و طرح دعوای ابطال مزایده و تشریفات آن و ابطال اجرائیه از بسیاری از امور نا خواسته جلوگیری نمود .

دعاوی گشایش اعتبارات نزد بانک ها ، دعاوی ضمانت نامه های بانکی ، دعاوی ارزی ،دعاوی عقود پیچیده بانکی نیز از عمده موارد دعاوی بانکی بوده اند که در دپارتمان دعاوی بانکی موسسه حقوقی بین المللی دادفران نیک اندیش ، بررسی و انجام شده است .

در پرونده های گوناگونی ، اشخاص بالاخص سازندگان املاک با ترهین ملک در بانک و اخذ تسهیلات اقدام به فروش و انتقال ملک رهنی و آپارتمان های احداثی ملک رهنی نموده اند که از سوی دیگر موجب ازدحام اینگونه پرونده های حقوقی ، بانکی در محاکم قضایی شده است .

بدیهی است چگونگی طرح دعوی و ارائه دادخواست در دعاوی بانکی و دفاع در مقابل دعاوی مطروحه از سوی بانک ها مستلزم تجربه و دانش تخصصی حقوق بانکی و آگاهی و بینش کامل از مقررات قانونی و قواعد حقوقی و آیین دادرسی می باشد که این مهم در صلاحیت حقوقدان و وکیل متخصص دعاوی بانکی می باشد .

وکلای دعاوی بانکی موسسه حقوقی دادفران نیک اندیش ، در اقامه دعوا علیه برخی بانک ها در خصوص زیاده خواهی های نا به حق و دفاع از حقوق اشخاص و فعالان اقتصادی و صنعتگران و تولید کنندگان در قبال بانک ها در محاکم و مراجع ثبتی ، طرح دعوی و طرح شکایت از بانک ها از طریق دستگاه های نظارتی هم چون کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی ، سازمان بازرسی کل کشور ، دیوان محاسبات عمومی کشور ، بانک مرکزی پیشگام بوده است و آماده ارائه خدمات تخصصی حقوق بانکی به شما عزیزان باشیم .

منتظر صدای گرمتان هستیم